خواب...
سلام گله من
خوبی کوچولوم؟
دیشب خابتو دیدم
وااااااااااااااااااای نمیدونی چقد خشگل بودی
تو خابم باورم نمیشد مادر شدم اما نمیدونم چرا با تمام وجودم مادر شدنو حس میکردم![]()
خیلی قشنگ بود خیلی![]()
تو خابم همش نگرانه غذات بودم انگار که مثل ما آدم بزرگا غذا نیاز داشتی
"فک کنم از خوشحالیم قاطی کرده بودم" ![]()
از خاب که بیدار شدم سریع بابایی رو بیدار کردمو خابمو براش با بغض تعریف میکردم البته بغضه خوشحالی بود![]()
بابایی یکم نگاهم کردو گفت شاید نی نی دار شدیم؟![]()
اینو که گف بیشتر خوشحال شدم تا2،3 ساعت همون حسه قشنگه داخله خابمو داشتم"حس بغل کردنت،بوسیدنت"![]()
کاش از خاب بیدارنمیشدم مامان![]()
کاش حدس بابایی درست باشه و تو اومده باشی تو دله من![]()
گلم مامانی خیلی تنهاست زودی بیا![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



خواب...
