پست آخر...
سلام دنیای من![]()
میدونم حاله تو خیلی خوبه! مگه میشه مهمون خدا باشی و حالت بد باشه...![]()
این ماییم که هنوز ظرفیت و سعادت داشتن تورو نداریم وخدا برای سپردن تو به ما دس دس میکنه![]()
عزیزه دله مامان!
این آخرین پسته ساله 92 هستش
ساله 92 برای من ساله خیلی خیلی خوبی بود:
خدا منو با باباییت آشنا کرد ومن نیمه گمشدمو پیدا کردم...![]()
تو این سال عروسی کردیم...![]()
زندگی رو شروع کردیم...![]()
باهم زیارت امام رضا رفتیم...![]()
وبلاگه فسقلیمو درست کردیم...
برای اومدنت تصمیم گرفتیم...
منتظرت شدیم...
خلاصه با کلی اتفاقای خوب وتصمیمای خوبی رو به رو شدیم![]()
فدای چشمات!
از خدا میخام تو اولین اتفاقه خوبه ساله 93 باشی. مامانیت آدمه دل نازک و زود رنجیه،خیلیا دلمو شکستن البته گفتم که منم زیادی لوس و زود رنجم! شاید چون ازشون توقع نداشتم دلم شکسته
ولی با این حال همه رو میبخشم وانشا.. اونا هم منو ببخشن![]()
باباییت خیلی زحمت میکشه
،خیلی منو دوست داره،عاشقته،یه دل داره اندازه ی دریا،میدونم توٱم عاشقشی پس فرشته ی من بیا وبا اومدنت دله بابایی رو شاد کن![]()
گلم!برا خاله هایی هم که منتظره دوستاتن پیشه خدا دعا کن ![]()
قرار بود عید نریم مسافرت اما یه دفعه ای جور شد وقراره فردا صبح بریم شاهرود![]()
نورچشمای مامان وبابا!![]()
از روز اوله ساله جدید،از همون لحظه سال تحویل انتظارم برای اومدنت 2برابر میشه پس مامانییتو انقدچشم انتظار نزار![]()
عیدت مبارک میوه ی درخت زندگیم![]()
وعیده همه ی دوستام مبااااااااااااااااااااارک![]()





پست آخر...
